محمد امینمحمد امین، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره
ساراسارا، تا این لحظه: 9 سال و 6 ماه و 2 روز سن داره

عشق مامان و بابا

بدون عنوان

1394/7/5 8:53
نویسنده : مامان امین
356 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دل مامان

حالت چطوره؟

خیلی وقته برات ننوشتم.علت برمیگرده به یه سال پیش که همه عکسات از کامپیوترمون پرید و دیگه حوصله ای برای نوشتن وبلاگت نداشتم درسته که بابا همه شو برگردوند اما چون خیلی فاصله افتاد دیگه ننوشتم.

حالا امروز 5مهرماه صبح زود بیدار شدم و هوس کردم بنویسم.

خوشگل مامان از تولد دوسالگیت 16 روز میگذره.تو این یه سال کلی چیزا یاد گرفتی.برا خودت آقایی شدی.شیرینی راه رفتنت  رو با حرف زدنت کاملتر کردی.الان دیگه شدی یه هم صحبت واسه مامانی.درسته بعضی کلمه ها رو کامل و درست نمیتونی بگی ولی در حد خودت پیشرفتت عالی هس.دایره لغاتت خیلی زیاد شده و مثل قبلنا دو سه کلمه نیس که برات بنویسم.

تو این مدت خودتم تحرکت زیاد شده و علت دیگه ی آپ نکردن وبت هم شلوغیت هس.تو تابستونی که گذشت بیشتر انرژیت رو تو پارها تخلیه کردی.اولش زیاد علاقه ای نداشتی ولی الان به زور از پارک برمیگردی.تا میگیم میخوایم بریم به سرعت باد از پله های سرسره بالا میری که دستمون بهت نرسه.خیییلی بلا شدی. راضی

بعد از عید امسال(عید94)کم کم از شیر گرفتمت. و تقریبا هم زمان با اون از پوشک هم بازت کردم.تو جیش گفتن حدود یه ماهی روت کار شد تا اینکه کامل یاد بگیری.و تو این یه ماه کمر مامانی یه سالی پیرتر شد.

خوردو خوراکت هم مثل قبلنا زیاد تعریفی نداره.میخوریا ولی نسبت به تحرکی که داری کمه.و باعث میشه زیاد وزن نگیری.تو 6ماه گذشته (از 1.5سالگی تا 2 سالگیت)همش 0.5کیلو به وزنت اضافه شده.یاد واکسنت افتادم تو 1.5سالگی.الهی فدات بشم پات بد جوری گرفته بود و ترس از اینکه نمیتونستی راه بری اذییتت میکرد.دو سه روزی طول کشید تا خوب بشی.

تازگیا شدی منشیه تلفنیه مامان.تا زنگ تلفن میخوره به هیچ کدوممون اجازه نمیدی گوشی رو برداریم وخودت صحبت میکنی.وبه سختی رضایت میدی به حرف  زدن ما.

از ادبت بگم که همه رو شیفته ی خودت کردی.بله....تشم(چشم)....مِسی....خواشمه(خواهش میکنم)و....

فدای مهربنیت بشم الان از خواب بیدار شدی و چشمای نازت رو به روم باز کردی.تا اینجا بمونه و هر موقع یادم اومد اضافه میکنم.به زودی عکساتم برات میزارم.بوس

پسندها (3)

نظرات (0)